عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
141
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
رَجُلًا وَاحِداً خَيْرٌ مِنْ أنْ يَكُونَ لَكَ حُمْرُ النَّعَمِ [ بحار : 21 / 3 از بخارى و ديگران ] يعني : سهل بن سعد روايت مىكند كه پيغمبر صلى الله عليه وآله فرمود : به خدا كه من فردا رايت به مردي مىدهم كه خداي تعالي فتح خيبر در دست او خواهد كرد . راوي ميگويد كه : آن شب مردمان فكر ميكردند و ميگفتند كهآيا پيغمبر صلّى الله عليه وآله اين رايت را فردا به كه خواهد داد ؟ چون مردمان صبح كردند ، پيش پيغمبر صلّى الله عليه وآله آمدند ، و هر يك اميد آن ميداشت كه پيغمبر صلّى الله عليه وآله رايت را به او دهد . آنگاه پيغمبر عليه السلام فرمود كه : كجا رفت عليّ بن ابي طالب ؟ گفتند : او درد چشم دارد يا رسول اللّه ! پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود : بفرستيد و علي را پيش منآريد . چون عليّ عليه السلام پيش پيغمبر صلّى الله عليه وآله حاضر شد ، آب دهن مبارك خود را به چشم علي انداخت و دعا كرد در حقوي . در حال به شد كه گويا هرگز آن درد در چشم وي نبود . بعد از آن پيغمبر صلّى الله عليه و آله رايت به علي داد . علىّ عليه السلام گفت : يا رسول اللّه ! من با ايشان قتال كنم تا ايشان همچون ما شوند در اسلام . پيغمبر صلّى الله عليه و آله فرمود : برو به هشياري تا آن كه به عرصه ايشان فرود آيي . پس ايشان را دعوت كن ، و ايشان را خبر ده به آنچه واجب است بر ايشان از حقّ خداي تعالي . واللّه كه اگر به سبب تو ، خداي تعالي مردي را توفيق هدايت و راه راست عطا فرمايد ، بهتر باشد تو را از آن كه شتران سرخ تو را باشد . و نيزكه حق تعالي صفت يوم الاحزاب كرد و وصف كرد باشد كه : وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً ( احزاب : 10 - 11 ) جمله مهاجر و انصار به خانهها گريختند ، و در آخر اميرالمؤمنين عليه السلام بيرونآمد و عمرو بن عبدود را به جهنم فرستاد ؛ و حق تعالي فرمود وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ ( احزاب : 25 ) چنانچه بر اين اجماع حاصل آمد و بسياري از قرّا و علماي تفسير بر آنند كه أنزل القرآن « و كفي الله المؤمنين القتال » بعليّ بن ابيطالب .